محمد بن حسين البيهقي
557
تاريخ بيهقى ( فارسي )
كلمه درين كتاب باختلاف مورد گاهى بمعنى بريد چاپارى و گاهى بمعنى خريطه حاوى نامههاى او استعمال شده است . . . در اينجا كه مىگويد نامهها رفت به اسكدار يعنى بهوسيله اسكدار ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - در لغتنامه دهخدا به صورت اسكدار ، اسگذار و اسگدار ضبط شده است ( 10 ) - نسخة الكتاب : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « اين نامه و بيعتنامهء وصل به آن به صورتى كه در نسخههاى بيهقى هست بسيار مغلوط و مشوش است و چون نسخهء آن منحصر به همين كتاب بيهقى است و جاى ديگرى ديده نمىشود ، تصحيح آن بايد گفت ممتنع است . اما در منابع ديگرى نمونههايى از نوع اين دو نوشته موجود است و به اين جهت مىتوان تا حدى صورت صحيح بعضى از كلمات را بحدس و احتمال پيدا كرد و اين كارى است كه من در اينجا كردهام ، قزوينى هم در يادداشتهاى خود بر كتاب بيهقى اصلا اين دو قسمت عربى را واگذاشته و چيزى بر آن تعليق نكرده است . » ترجمه اين نامه و بيعتنامه را مرحوم دكتر فياض بعنوان ملحقات تاريخ بيهقى در آخر كتاب در فصلى جداگانه آوردهاند و ما براى آنكه خوانندگان محترم ترجمه را زير نظر داشته باشند ، بذكر آن قسمت به قسمت در حاشيه مىپردازيم : ص 447 ( 1 ) - بسم اللّه . . . لا اخلاه منك : اين نوشتهايست از جانب بندهء خدا زادهء بندهء خدا ابو جعفر امام قائم بامر اللّه امير المؤمنين بسوى يارىدهندهء دين خدا و نگهبان بندهاى او و انتقام كشندهء از دشمنان او و پشتيبان خليفهء او ابو سعيد دوستدار امير المؤمنين فرزند نظام الدين و ملجأ اسلام و مسلمين بازوى دولت و امين ملت ابو القاسم يارىدهندهء امير المؤمنين و توقيع عالى اين بود كه اعتضاد من نيست الا به خدا و بعد از آن بسلطان مسعود خطاب كرده و گفته كه سلام عليك بدرستى كه امير المؤمنين سپاسگزار است آن خدائى را كه سزاوار پرستش و خدائى جز او نيست و درخواست مىكند از او آمرزش و رحمت محمد كه فرستادهء اوست و حال آنكه آمرزيده است او را و آل و اصحاب او را . اما بعد ، نيكو نگهبانى و حراست كند خداوند تعالى ترا و برخوردار گرداند امير المؤمنين را از تو و از آن نعمت بزرگ و عطيه وافر و موهبت نفيس كه ترا داده و هرگز محروم نگرداند ترا از آن ( 2 ) - و الحمد . . . لخته : و حمد و سپاس مر خدائى را كه قاهر است به بزرگى خود و قادر است به عزيزى خود و دائم و قديم و عزيز و رحيم و حاكم و جبار و شاهد و متكبر و صاحب نعمتها و بزرگى و عظمت و حسن و پادشاهى است زندهء كه هرگز نميرد شكافندهء صبحها و بازگيرندهء روحها كه عاجز نمىكند او را هيچ دشوارى و مفر و گريزگاه نيست هيچ احدى را از قضاى او ، و در نمىيابد او را هيچ چشمى و پى در پى در نمىآيد برو شب و روز ، آنكه گردانيده است هر مدتى را نوشتهء و هر كارى را درى و هر درآمدى را سبب درآمدى و هر زندهء را زمانى تقد ،